تبليغاتX
آنچه مدیران باید بدانند

شاخص اقتصادی

شاه عباس از وزیر خود پرسید:"امسال اوضاع اقتصادی کشور چگونه است؟

وزیر گفت:"الحمدالله به گونه‌ای است که تمام پینه‌دوزان توانستند به زیارت کعبه بروند!"

شاه عباس گفت:"نادان! اگر اوضاع مالی مردم خوب بود می‌بایست کفاشان به مکه می‌رفتند نه پینه‌دوزان، چون مردم نمی‌توانند کفش بخرند ناچار به تعمیرش می‌پردازند، بررسی کن و علت آن را پیدا نما تا کار را اصلاح کنیم."

 

تحلیل حکایت:

1-  یک شاخص مناسب می‌تواند در عین سادگی بیانگر وضعیت کل سازمان باشد.

2- در تحلیل شاخص باید جنبه‌های مختلف را بررسی نمود. گاهی بهبود ناگهانی یک شاخص بیانگر رشدهای سرطانی و ناموزون سیستم است.

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 14:38 |

مدير بحران و هفت نكته كليدي

اتفاقات و حوادث روي مي‌دهند و ما نمي‌توانيم مانع وقوع آنها شويم ولي با بكارگيري روش‌هاي مديريت بحران، مي‌توانيم فشار ناشي از وقوع آنها را كاهش دهيم. در همين رابطه، در متون مربوط به مديريت بحران، نكات مختلفي مطرح شده است كه هفت نكته كليدي زير در همين خصوص مي‌باشند :

  1. مسئوليت‌پذير باشيم و اگر مقصر هستيم به تقصير خود اعتراف كنيم.
  2. هر مسئله‌اي لزوما” بحراني نيست، تفاوت بين بحران و تبليغات منفي را تشخيص دهيم.
  3. با مطالعه، مشورت و تفكر قبلي به ديگران پاسخ دهيم.
  4. با رسانه‌ها دوستانه برخورد نمائيم نه خصمانه .
  5. با نشان دادن ناراحتي خود به ديگران، با آنها همدردي و همدلي نمائيم.
  6. ٢٤ ساعت بعد از بحران را جدي بگيريم زيرا در اين ٢٤ ساعت، شهرت و منافع آتي يك سازمان از بين مي‌رود يا احياء مي‌شود.
  7. برنامه مديريت بحران را بر پايه حسن شهرت و منافع سازمان طراحي كنيم.
+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 9:21 |

معجزة ” نه “ گفتن

گفتن ” نه“ خيلي مشكل است ولي جريمة نگفتن ” نه“ خيلي بيشتر است. اگر به هر درخواستي پاسخ مثبت دهيد، به سرعت منابع خود، شامل منابع مالي، زمان و غيره را از دست مي‌دهيد. بعلاوه، دچار استرس، خستگي، فشاركاري و مواجه با ضرب‌الاجل‌هاي زماني نادرست نيز مي‌شويد.

پاسخ رد به در خواست‌هاي نابجا فوايد پنهاني را نيز بدنبال دارد. براي مثال پاسخ رد به مشتريان جديد به هنگام رونق يك فعاليت، تمركز تلاش‌ها براي كسب رضايت مشتريان موجود، را بدنبال دارد.

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 9:13 |

چگونه به حرفهاي ديگران گوش كنيم.

هنگام صحبت با ديگري به او فرصت دهيد تا همه نظرها و عقايدش را ابراز دارد. هيچ كلامي بر زبان نياوريد كه مبادا رشته سخنش قطع شود. در تمام مدت صحبت چشم از گوينده برنگيريد و در صورت لزوم نيز از او توضيح بخواهيد و خلاصه با رفتار درست خود به او احساس احترام بيشتري ببخشيد. بدين ترتيب، او هرگز شكوه نخواهد كرد كه حرفهاي زيادي براي گفتن داشتم اما مانع بيان آنها شد. شرايطي فراهم سازيد كه مخاطبتان همواره خود را داناتر و آگاهتر از شما حس كند و اگر در ذكر مطلبي اشتباهي مرتكب شد، او را با منطق خود درهم نكوبيد بلكه صبور باشيد تا بر ارزش و اعتبارش لطمه‌اي وارد نشود و تمام اين كارها را با صداقت، ايمان و حسن‌نيت انجام دهيد و بدانيد كه ملاحظه‌كاريهاي ظاهري تأثير مثبتي بر طرف مقابل نخواهد گذاشت. اگر ضمن بيان مطلبي احساس كرديد كه اظهارنظر صريح و قاطعانه در مورد اشتباهاتش  جايز نيست و احياناً موجب رنجش او مي‌شود، بطور غير مستقيم و نيز بسيار مودبانه با طرح يكي دو سوال پيرامون موضوع مورد بحث، او را به تفكر واداريد و فرصت كافي براي انديشيدن در اختيارش قرار دهيد.

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 11:20 |

آيا با منتظر ماندن، فرصت‌هاي خود را از دست مي‌دهيد؟

مطمئن باشيد كه همگي شما روياهايي در زندگي خود داريد. شايد مي‌خواهيد شغل مستقلي راه‌اندازي كنيد. يا به دانشگاه برويد و تحصيل كنيد تا بتوانيد شغلتان را عوض نماييد. شايد مي‌خواهيد نمايش‌نامه‌اي بنويسيد و با تمام وجود اين اميال و آرزوها را در خود احساس مي‌كنيد و در شوق رسيدن به آنها مي‌سوزيد. اما حقيقت دردناك آن است كه هنوز كاري براي رسيدن به آن صورت نداده‌ايد. اغلب افراد صبر مي‌كنند تا اعتماد به نفس كافي در خود احساس نمايند و سپس پروژه‌اي را شروع كنند يا به دنبال يكي از روياهايشان بروند و بدين ترتيب مرتكب اشتباه بزرگي مي‌شوند. چنانچه بخواهيد صبر كنيد تا اعتماد به نفس كافي براي تعقيب روياهايتان به دست آوريد ممكن است مجبور باشيد تا ابد صبر كنيد. هر چه بيشتر منتظر تعقيب روياهايتان بمانيد اعتماد به نفس خود را بيشتر از دست خواهيد داد و در عوض بر ترس‌ها و نگراني‌هاي شما افزوده خواهد شد. اين ترس كه شايد هرگز به خواسته‌ها و آرزوهايتان نرسيد. به اينگونه ممكن است فرصت‌هاي خود را از دست بدهيد بي آنكه حتي متوجه باشيد. هر چه انجام دادن كاري را به تعويق بيندازيد، حال چه اين كارها شخصي و چه شغلي باشند، بيشتر از حركت محروم مي‌شويد. و هر چه بي‌تحرك و منفعل‌تر باشيد بيشتر ترس به شما چيره مي‌شود و از اعتماد به نفس‌تان كاسته خواهد شد.

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در یکشنبه سوم آبان 1388 و ساعت 11:19 |

آيا می‌دانید چرا لباس فارغ‌التحصیلی توی کل جهان این شکلیه؟

 

یك نمونه دیگر از ارزش‌های ایرانی كه خود ما آنرا نمی‌شناسیم ردای فارغ‌التحصیلی است. لابد تا به حال شما هم دیده‌اید وقتی یك دانشجو در دانشگاه‌های خارج می‌خواهد مدرك دكترای خود را بگیرد، یك لباس بلند مشكی به تن او می‌كنند و یك كلاه چهارگوش كه از یك گوشه آن یك منگوله آویزان است بر سر او می‌گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می‌خواند

هنگامی كه از ما سوال می‌شود كه این لباس و كلاه چیست؟ چه پاسخی می‌دهید؟! هنگامی كه از یك اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریكایی سوال شود این لباس چیست كه شما تن فارغ التحصیلانتان می‌كنید می گویند ما به احترام «آوی سنت» (ابن سینا) پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین می‌پوشیم.

آنها به احترام «آوی سنت» كه همان «ابن سینا»ی ماست كه لباس بلند رداگونه می‌پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود می‌كنند. آن كلاه هم نشانه همان دستار است (کمی فانتزی شده) و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی كه ما ایرانی‌ها در قدیم از گوشه دستار آویزان می‌كردیم و به دوش می‌انداختیم. در اروپا و آمریكا علامت یك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سینا می‌گذارند، ولی ما خودمان نمی‌دانیم.

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 و ساعت 7:24 |

بياموزيم كه:

با احمق بحث و جدل نكنيم و بگذاريم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي كند.

با وقيح جدل نكنيم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روح ما را تباه مي‌كند.

از حسود دوري كنيم چون اگر دنيا را هم به او تقديم كنيم باز از زندان تنگ حسادت بيرون نمي‌آيد.

تنهايي را به بودن در جمعي كه ما را از خودمان جدا مي‌كند، ترجيح دهيم.

از ((از دست دادن)) نهراسيم كه ثروت ما به اندازه شهامت ما در نداشتن است.

بيشتر را بر كمتر ترجيح ندهيم كه قدرت ما در نخواستن و منفعت ما در سبكباري است.

كمتر سخن بگوييم كه بزرگي ما در حرفهايي است كه براي نهفتن داريم نه براي گفتن.

از سرعت خود بكاهيم، كه آنان كه سريعتر مي‌دوند، فرصت انديشيدن به خود را نمي‌دهند و زودتر خسته مي‌شوند.

ديگران را ببينيم، تا در دام خويشتن محوري اسير نشويم.

از كودكان بياموزيم، پيش از آنكه بزرگ شوند و ديگر نتوان از آنان آموخت.....

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 5:20 |

بعضي وقتها ساده‌ترين جواب کنار دستمون ولي اينقدر به دور دست‌ها نگاه مي‌کنيم که آن را نمي‌بينيم

 

شرلوك هولمز كارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند.

نيمه‌هاي شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون را بيدار كرد و گفت:

نگاهي به آن بالا بينداز و به من بگو چه مي بيني؟

واتسون گفت:

ميليونها ستاره مي بينم .

هلمز گفت:

چه نتيجه مي‌گيري؟

واتسون گفت:

از لحاظ روحاني نتيجه مي‌گيرم كه خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم.

از لحاظ ستاره‌شناسي نتيجه مي‌گيريم كه زهره در برج مشتري است، پس بايد اوايل تابستان باشد.

از لحاظ فيزيكي، نتيجه مي‌گيريم كه مريخ در موازات قطب است، پس ساعت بايد حدود سه نيمه شب باشد.

شرلوك هولمز قدري فكر كرد و گفت:

واتسون تو احمقي بيش نيستي. نتيجه اول و مهمي كه بايد بگيري اينست كه چادر ما را دزديده اند!

+ نوشته شده توسط سهیل عابدی در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت 17:33 |



آمار بازديد
آمار بازديد